تبلیغات
حسینیه و مجتمع فرهنگی ورزشی چهارده معصوم محله شوده علیا شهرستان تفت

حسینیه و مجتمع فرهنگی ورزشی چهارده معصوم محله شوده علیا شهرستان تفت
قالب وبلاگ

دکتر احمد فلاح تفتی

( فوق تخصص جراحی قلب ، شاعر )

http://thumbp3-ir2.thumb.mail.yahoo.com/tn?sid=114841791439368780&mid=AI8l5C4AACtUUOHZngUaIXd91Xk&midoffset=2_0_0_1_77008&partid=2&f=1722&fid=Inbox&w=355&h=480&httperr=1

دکتر احمد فلاح تفتی در پنجم آبانماه 1305 خورشیدی درشهر سبد میوه تفت چشم به جهان گشود . پدربزرگش حاجی خان فرزند ملا منصور ازمهاجرین هندوستانی بود . پدرش مرحوم حاج علی اکبر منصوری از آغاز جوانی به بمبئی رفت و در آنجا به چند زبان از جمله هندی وانگلیسی تسط کامل یافت و پس از بازگشت با دختری تاجر زاده از اهالی یزد ازدواج نمود.

دکتر احمد فلاح تفتی مقاطع ابتدایی و متوسطه را در تفت و یزد به پایان رسانید و پس از اخذ مدرک دیپلم علوم تجربی و قبولی در دانشگاه به رشته پزشگی گرایش پیدا کرده و در سال 1342 مدرک دکترای خود را از دانشگاه اصفهان دریافت کرد و به مدتیکسال در شهر کاشان مشغول به خدمت شد .

وی در سال 1348 باه قصد دریافت تخصص در جراحی قلب به آمریکا عزیمت کرده و پس از بازگشت به ایران در شهر یزد با خانم افسر تبریزی زاده ازدواج کرد که حاصل آن سه فرزند می باشد .

او در سال 1351 برای ادامه تحصیل و دریافت مدرک فوق تخصص قلب و عروق مجدداً به آمریکا عزیمت کرد و پس از به پایان رساندن تحصیلات آکادمیک در آنجا ماندگارشد . وی هم اکنون به عنوان پزشک بازنشسته به سرودن شعر و تالیف کتب گوناگون اشتغال دارد .

وی که از سنین نوجوانی طبع لطیفی در سرودن شعرداشته است هم اکنون 5 مجلد مجموعه اشعار ( شامل سروده های وی در قابهای سنتی و نیمایی ) و در مجموع حدود 7000 بیت با هدف پرورش کرامتهای انسانی به زیور طبع آراسته است .

وی که در سروده هایش " پرتو " را تخلص خویش قرار داه است ، دیوان اشعاری بدین نام منتشر کرده است . این مجموعه اشعار توسط انتشارات سپهر اندیشه به تاریخ 1/1/1389 به چاپ رسیده است .

در ذیل نمونه اشعار دکتر احمد فلاح تفتی ( پرتو ) به نگاه مخاطبان تقدیم می کنیم :
بشنو از نی شکوه با غم می کند

ناله ها با درد توام می کند

از جدایی ها ندارد شکوه ای

از وصال اینگونه ماتم می کند

نِی به تنهایی نَبودش ناله ای

ناله از اولاد آدم می کند

لب به لب بنهاده خود شود بی قرار

گفتگو از زیر و از بم می کند

گر وصالی وصله ناجور بود

از فروغ زندگی کم می کند

برف نومیدی چو بر شاخی نشست

قامت آن شاخه را خم می کند

هوش باش از چشم و از خشم حسود

عالمی را غرق ماتم می کند

چون سخن چینی سخن آورد و بُرد

رشته ها را کور و درهم می کند

هان مگو اسرار خود با دیگران

چون گرفتاری فراهم می کند

گر نهالی شد قرین با سایه ای

نور کم شد رشد را کم می کند

سر اگر بیند ز همه سوء ظن

همچو آهوی ختن رم می کند

وای از این یاری که در دریای عشق

صحبت از دینار و درهم می کند

                                                                                    (برگرفته از تبیان تفت)


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب